جملات قصار
معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد: فضای روزنامه ها و مطبوعات کشور در حال حاضر از تمام دوران پس از انقلاب آزادتر است !
جک جوک طنز جک جوک طنز
معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد: فضای روزنامه ها و مطبوعات کشور در حال حاضر از تمام دوران پس از انقلاب آزادتر است !
۱-با عنايت به فرموده وزير ارشاد مبني بر اينکه"بسياري از کشورها آرزوي داشتن احمدي نژاد را دارند" ، خبر هاي رسيده از خاور دور حکايت از فعاليت يک گروه ژاپني براي شبيه سازي ژنتيکي رئيس جمهور ما را دارد!ژاپني ها اعلام کرده اند که از احمدي نژاد شبيه سازي شده براي رياست جمهوري کشورشان جهت رسيدن به ژاپن اسلامي استفاده خواهند کرد.
همزمان يک کارخانه ي چيني اعلام کرده است که <<احمدي نژاد شبيه سازي شده >> را با کيفيت مشابه نسخه ژاپني و با نصف قيمت به توليد انبوه خواهند رساند.
وزن سر احمدی نژاد شبیه سازی شده ۲ گرم تخمین زده می شود!
2 - خبر: مبل احساساتي ساخته شد:
باز هم از ژاپن خبر مي رسد که همان محققان ژاپني قصد توليد و ساخت صندلي احساساتي را دارند. اين صندلي پس از آنکه شخصي به مدت چندين سال از آن استفاده کند جفتک انداخته شخص مذکور را به ديوار مي کوبد!همچنين صندلي مذکور نسبت به اشتباهات صاحب خود اعتراض مي نمايد .
شايان ذکر است که واردات اين صندلي و علی الخصوص خصوص استفاده از آن در سازمان ها و ادارات و مخصوصا حوزه ي رياست آنها ممنوع اعلام شده است!
3 - خبر: ترکيه مثنوي را به 16 زبان ترجمه و به مقام هاي بلندپايه کشور ها هديه مي دهد.
لابد اگر مرحوم مغفور مولوي زنده مي بود ترک ها از همان گروه ژاپني! کمک مي گرفتندو با شبيه سازي ژنتيکي مولوي را به توليد انبوه رسانيده شخص ايشان را به کشور هاي مختلف هديه مي دادند!
خبر ها حکايت از آن دارد که ايراني ها قصد دارند Ebru Gundez و Gunel را از ترکيه به ايران دعوت کرده و براي انتقام آن ها را به حرمسراهای شيخ نشين هاي حاشيه ي خليج فارس اهدا نمايند!
منبع: طنزنوشتهای یک سفیر
باب شباب از گلستان۲۰۰۷:
و ای فرزند! این فصل از من به تو خطاب است و این باب،در باب شباب است و دل ما از ایشان کباب.
پرهیز کن از ایشان و بر حذر باش ، بالاخص از گروهی به نام اراذل و اوباش که هم اینان از دسته شبابند و از مردم ناباب.و آنان خطرناک مردمانند و از آنان بدتر دانشجویانند که از خزندگانند و از مخمل پوشان.
بدان و آگاه باش که آمار گوید که همین جوانانند در پی خشخاش و عده ایشان بزهکارانند و عده ایشان سارقان و عده ای قاچاقچیان و الخ...و این نسل سرشار از سوسولانند و قرطیان و زیر ابرو بردارندگان و ریش افشینی کنان و موی بکهامی و سیخ سیخ زنان و گیس گذاران و آرایش کنان و در یک کلام امنیت اجتماعی بر هم زنندگان.
ما دانیم و شناسیم این نانجیبان،پس تو نیز بر گوش گیر این پند پیران. که آنچه تو در آینه بغل 206 توانی دید تنها موی و روی خود است و ما در خشت خام همه را بینیمشان .
و فرزند در حاشیه گلستان چنین رقم بزد :
هان ای ددی(خب*)! از شما به من این خطاب است و از من به شما این جواب که دستپخت شماست این نسل شباب و در این باره سخن قدر کتاب است، که نیست خودکرده را تدبیری و نباشد بر این درد اکسیری. از شماست که بر شماست و نه از ما بر شما.
پاورقی: *خدایت بیامرزاد!
منبع:گلستان۲۰۰۷
در حاشیه تبلیغات انتخاباتی غیر قانونی و زودهنگام یک ائتلاف در راهپیمایی روز قدس:
منبع: وبلاگ خودم!
احتمالا میدانید که اینجانب علی رجبی ید طولایی در وبلاگ نویسی دارم. در حال حاضر در ۸ وبلاگ یا به صورت تکنفره یا چند نفره مشغول نوشتنن هستم که یکیشون وبلاگی هست به نام " برقی های ۸۵ دانشگاه عباسپور " .
غرض از این حرفها فقط ارائه مطلبی بود با عنوان خدمات متقابل اینترنت و مهندس اشتباهی که یکی از دوستان به نام آقا جواد مشایخ درباره اینجانب در آن وبلاگ نوشته اند.
برای رویت این مطلب " اینجا " را کلیک کنید.
با سلام
عضو جدید این وبلاگ هستم...آقای رجبی خواستند خودم را معرفی کنم ! این هم معرفی:
بنده سامان فیروزی هستم متولد ۱۳۶۴ در شهر مشهد و در حال حاضر در رشته مکانیک دانشگاه صنعتی شاهرود مشغول به تحصیل هستم.
از بچگی به کار طنز علاقمند بودم...(حتی یکبار برای گل آقا کاریکاتور فرستادم و کارت بچه ها سلام با یک نامه دریافت کردم !!!!!! ) در دوره راهنمایی کم کم انشانویسی هایم سمت و سویی طنز آمیز پیدا کرد.در دوره دبیرستان کار کمی جدی تر شد. یک نشریه طنز کار کردیم . با نشریات جدی هم فعالیت میکردم اما برای آنها هم طنز مینوشتم!
تا دوره دانشگاه که باز هم فعالیت های خودم را در حیطه طنز ادامه دادم. چند مقاله جدی سیاسی هم نوشتم اما حیطه اصلی کارم طنز بود.تا سال گذشته که بعنوان عضو تحریریه همکاری با نشریه طنز و کاریکاتور بچه مشد (اولین نشریه طنز خارج از پایتخت با گستره توزیع مشهد) را آغاز کردم.
حدود یکسال و نیم هست که وبلاگ مینویسم... اما طنزنویسی در حیطه مجازی را به طور مستمر حدود یکماه قبل شروع کردم (این وبلاگ من هستش اگر سر بزنید و نظر بدید خوشحال میشم)
و بعد از آشنایی با آقای رجبی(مهندس اشتباهی) دعوت به همکاری با انجمن شدم و حالا در خدمت شما هستم !!!
نه ماه پیش از بمباران مجلس روزنامه ادبی و فکاهی کوچکی به نام نسیم شمال در شهر رشت انتشار یافت. مدیر و دارنده آن سید اشرف الدین قزوینی معروف به گیلانی فرزند سید احمد حسینی قزوینی بود. ظاهراً در سال 1287 ه. ق در قزوین به دنیا آمده است. در جوانی به عتبات رفته و پس از مدتی شور میهن دوستی او را به ایران کشیده است. اشعار سید اشرف متجاوز از بیست هزار بیت است که مقداری از آن به نام « باغ بهشت » مکرر در بمبئی و تهران چاپ شده است. سید اشرف محبوبترین و معروفترین شاعر ملی عهد انقلاب است. او به تمام معنی حامی و طرفدار طبقات زحمتکش بود و از طبقات ممتاز در هر مقام که بودند، بیزار و گریزان بود. سید اشرف در ذیحجه سال 1352 ه.ق ( 1313 شمسی ) در تهران درگذشت.
در اواخر عمر او را به علت ابتلا به جنون به تیمارستان بردند و مدتی نگاهش داشتند و کسی نمیداند در آنجا به او چه گذشت زیرا اقوام و بستگانی در تهران نداشت. همین قدر معلوم است که بر اثر مساعی مرحوم سید حسن مدرس و دوستان دیگرش از تیمارستان نجات یافت. اشعار «نسیم شمال» به گونهای به تاریخ مشروطیت ایران تعلق دارد.
مقبره سید اشرف الدین الحسینی «نسیم شمال» روبروی مقبره سپهدار رشتی در ابن بابویه «شهر ری» قرار دارد . آرامگاه ایشان را «آقای ابراهیم فخرائی» در سال ۱۳۶۴ به کمک پسر یکی از توزیع کنندگان روزنامه نسیم شمال پیدا نمود و به شش نفر از گیلانیان ساکن تهران که اشتیاق زیارت این قبر را داشتند نشان دادند. با هزینه آقای «مهدی آستانهای» روی سنگ قبر قدیمی آن، سنگی به وسعت تمامی قبر از مرمر کار گذاشته شد که نام مدیر روزنامه نسیم شمال بر آن نقش بسته است.
نمونه هایی از طنز ایشان:
گرانی قند:
یا شیخ چرا قامت تریاك كمان است چون قند گران است
وافور چرا دور ز ما دربدران است چون قند گران است
وافوركشان شیره بقال چو دیدند فیالفور خریدند
گویی به مثل روغن زرد همدان است چون قند گران است . . .
ما ملت ایران:
ما ملت ایران همه باهوش و زرنگیم افسوس كه چون بوقلمون رنگبهرنگیم
ما باك نداریم ز دشنام و ملامت ما میل نداریم به آثار سلامت
گر باده نباشد سر وافور سلامت از نام گذشتیم همه مایل ننگیم
افسوس كه چون بوقلمون رنگبهرنگیم
گاه از غم مشروطه به صد رنج و ملالیم لاغر ز فراق وُكلا همچو هلالیم
یكروز همه قنبر و یكروز بلالیم شب فكر شرابیم سحر ما لب بنگیم
افسوس كه چون بوقلمون رنگبهرنگیم
اسباب ترّقی همه گردید مهیا پرواز نمودند جوانان به ثریا
گردید روان كشتی علم از تك دریا ما غرق به دریای جهالت چو نهنگیم
افسوس كه چون بوقلمون رنگبهرنگیم
یارب ز چه گردید چنین حال مسلمان بهر چه گذشتند ز اسلام و ز قرآن
خوبان همه تصدیق نمودند به قرآن ما بوالهوسان تابع قانون فرنگیم
افسوس كه چون بوقلمون رنگبهرنگیم
از زهد و تقدس زده صد طعنه به سلمان داریم جمیعاً هوس حوری و غلمان
نه گبر و نه ترسا نه یهود و نه مسلمان نه رومی رومیم و نه هم زنگی زنگیم
افسوس كه چون بوقلمون رنگبهرنگیم
دیروز و در طی سفر میرزا ممدلی خان وزیر مبارزه با بلایای طبیعی به شهرستان زلزله زده بم و در مراسم افتتاح ورزشگاه ۷۴۵ نفری بم، ایشان در جمع خبرنگاران رسانه های ملی و غیرملی با غرور تمام اعلام کرد : به کوری چشم تمامی منتقدین دولت اعم از داخلی و خارجی و علی الخصوص شیطان بزرگ، تمامی خانواده های زلزله زده شهرستان بم و حومه تا پایان سال ۱۴۱۸ صاحب خانه خواهند شد!
میرزا ممدلی خان روند بهره برداری از پروژه های عمرانی این شهرستان را بسیار مثبت ارزیابی کرد. ایشان همچنین از افتتاح بیمارستان پانزده تخت خوابی این شهر در ده سال آینده خبر داد.
بعد از اعلام این خبر بسیار مهم، چند نفر از حاضرین از فرط خوشحالی، مختصر سکته ای کرده و راهی بیمارستان شدند.