تبليغاتX
وب طنز انجمن وبلاگنویسان مستقل ایران

وب طنز انجمن وبلاگنویسان مستقل ایران

جک جوک طنز جک جوک طنز

اظهار نظر عجیب یک مفسر !

مهندس اشتباهی داشت اظهار نظر مي‌كرد: اين جلال آل احمد كه هی ازش تعريف می‌كنن، فقط يه كتاب خوب نوشته كه اونم اسمش بوف كوره.

 سفیر گفت: بوف كور كه مال صادق هدايته!

مهندس اشتباهی گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره، اونم صادق هدايت براش نوشته!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 17:51  توسط مهندس اشتباهی  | 

ایران و رکوردهای گینس

         بالاخره نام ایران هم در کتاب رکوردهای گینس ثبت شد.

بنیاد گینس دلیل ثبت این رکورد را داشتن فدراسیون بدون رئیس اون هم به مدت مدید اعلام کرده است.

لازم به ذکر است در صورتی که یک بار دیگر مجمع عمومی این فدراسیون مجهول الحال به تعویق بیافتد، رکورد دیگری را به نام ایران ثبت خواهد کرد. لازم به ذکر است رکورد بیشترین تعویق هم اکنون در دستان کشور لبنان است به خاطر برگزاری انتخابات سراسری !

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 17:43  توسط مهندس اشتباهی  | 

خبر فوری : رشد صعودى نرخ ازدواج !

خبر فوری:

سازمان اندازه گیری ازدواج جوانان دم بخت اعلام کرد: در یک ماه گذشته ازدواج به میزان ۳۰۰ درصد افزایش یافته است.

کارشناسان علت این افزایش چشمگیر قیمت تخم مرغ به عنوان غذای اصلی مجرد جماعت دانسته اند!


پی نوشت: بعد از مدتها من یعنی مهندس اشتباهی آپ کردم! (چشم همگی روشن). علت این تاخیر در مشکل بزرگی هست که توی زندگی بهش برخورد کردم.  برای من دعا کنید تا مشکلم حل بشه.

چشم انتظارم . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 23:21  توسط مهندس اشتباهی  | 

کلاهک هسته ای و نرخ بیکاری !

به گزارش خبرگزاری مهندس اشتباهی از کاخ ریاست جمهوری، پروفسور مسعود احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب کشور در هنگام کنفرانس خبری و در پاسخ به خبرنگاری که از ایشان پرسیده بود: هدف ایران از پرتاب موشک قاره پیمای شهاب ۱۷ که قابلیت حمل کلاهک اتمی دارد چیست؛ اعلام کرد:

 فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم     بنده ی آژانسمو از هر دو جهان آزادم!

ایشان همچنین وجود هرگونه کلاهک را تکذیب  کرد.

ایشان در حالیکه هاله ای از نور در دور و اطرافشان موج میزد، اعلام کرد: به زودی خبرهای خوشی از کاهش بیکاری را خدمت مردم عزیز کشور ارائه خواهد داد.

گفتنی است، به گزارش منابع نیمه آگاه و کمی تا قسمتی موثق، نرخ بیکاری از سال ۱۴۱۴ تا کنون با کاهش ۲/۳ درصدی  به ۲/۸۷  درصد رسیده است!  

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 12:7  توسط مهندس اشتباهی  | 

خدمات متقابل اینترنت و مهندس اشتباهی

احتمالا میدانید که اینجانب علی رجبی ید طولایی در وبلاگ نویسی دارم. در حال حاضر در  ۸  وبلاگ یا به صورت تکنفره یا چند نفره مشغول نوشتنن هستم که یکیشون وبلاگی هست به نام " برقی های ۸۵ دانشگاه عباسپور " .

غرض از این حرفها فقط ارائه مطلبی بود با عنوان خدمات متقابل اینترنت و مهندس اشتباهی که یکی از دوستان به نام آقا جواد مشایخ درباره اینجانب در آن وبلاگ نوشته اند.

برای ر‌ویت این مطلب " اینجا " را کلیک کنید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 0:32  توسط مهندس اشتباهی  | 

سید اشرف الدین الحسینی متخلص به نسیم شمال

نه ماه پیش از بمباران مجلس روزنامه ادبی و فکاهی کوچکی به نام نسیم شمال در شهر رشت انتشار یافت. مدیر و دارنده آن سید اشرف الدین قزوینی معروف به گیلانی فرزند سید احمد حسینی قزوینی بود. ظاهراً در سال 1287 ه. ق در قزوین به دنیا آمده است. در جوانی به عتبات رفته و پس از مدتی شور میهن دوستی او را به ایران کشیده است. اشعار سید اشرف متجاوز از بیست هزار بیت است که مقداری از آن به نام « باغ بهشت » مکرر در بمبئی و تهران چاپ شده است. سید اشرف محبوبترین و معروفترین شاعر ملی عهد انقلاب است. او به تمام معنی حامی و طرفدار طبقات زحمتکش بود و از طبقات ممتاز در هر مقام که بودند، بیزار و گریزان بود. سید اشرف در ذیحجه سال 1352 ه.ق ( 1313 شمسی ) در تهران درگذشت.

در اواخر عمر او را به علت ابتلا به جنون به تیمارستان بردند و مدتی نگاهش داشتند و کسی نمی‌داند در آنجا به او چه گذشت زیرا اقوام و بستگانی در تهران نداشت. همین قدر معلوم است که بر اثر مساعی مرحوم سید حسن مدرس و دوستان دیگرش از تیمارستان نجات یافت. اشعار «نسیم شمال» به گونه‌ای به تاریخ مشروطیت ایران تعلق دارد.

مقبره سید اشرف الدین الحسینی «نسیم شمال» روبروی مقبره سپهدار رشتی در ابن بابویه «شهر ری» قرار دارد . آرامگاه ایشان را «آقای ابراهیم فخرائی» در سال ۱۳۶۴ به کمک پسر یکی از توزیع کنندگان روزنامه نسیم شمال پیدا نمود و به شش نفر از گیلانیان ساکن تهران که اشتیاق زیارت این قبر را داشتند نشان دادند. با هزینه آقای «مهدی آستانه‌ای» روی سنگ قبر قدیمی آن، سنگی به وسعت تمامی قبر از مرمر کار گذاشته شد که نام مدیر روزنامه نسیم شمال بر آن نقش بسته است.

                                مرحوم سید اشرف الدین گیلانی معروف به نسیم شمال


نمونه هایی از طنز ایشان:

گرانی قند:

یا شیخ چرا قامت تریاك كمان است        چون قند گران است

وافور چرا دور ز ما در‌بدران است             چون قند گران است

وافوركشان شیره بقال چو دیدند            فی‌الفور خریدند

گویی به مثل روغن زرد همدان است      چون قند گران است . . .

ما ملت ایران:

ما ملت ایران همه باهوش و زرنگیم          افسوس كه چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم

 

ما باك نداریم ز دشنام و ملامت                   ما میل نداریم به آثار سلامت

گر باده نباشد سر وافور سلامت                از نام گذشتیم همه مایل ننگیم

افسوس كه چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم

گاه از غم مشروطه به صد رنج و ملالیم          لاغر ز فراق وُكلا همچو هلالیم

یك‌روز همه قنبر و یك‌روز بلالیم                شب فكر شرابیم سحر ما لب بنگیم

افسوس كه چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم

اسباب ترّقی همه گردید مهیا                     پرواز نمودند جوانان به ثریا

گردید روان كشتی علم از تك دریا          ما غرق به دریای جهالت چو نهنگیم

افسوس كه چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم

یارب ز چه گردید چنین حال مسلمان         بهر چه گذشتند ز اسلام و ز قرآن

خوبان همه تصدیق نمودند به قرآن              ما بوالهوسان تابع قانون فرنگیم

افسوس كه چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم

از زهد و تقدس زده صد طعنه به سلمان    داریم جمیعاً هوس حوری و غلمان

نه گبر و نه ترسا نه یهود و نه مسلمان     نه رومی رومیم و نه هم زنگی زنگیم

افسوس كه چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 16:40  توسط مهندس اشتباهی  | 

پروژه عمرانی شهر بم !

دیروز و در طی سفر میرزا ممدلی خان وزیر مبارزه با بلایای طبیعی به شهرستان زلزله زده بم و در مراسم افتتاح ورزشگاه ۷۴۵ نفری بم، ایشان در جمع خبرنگاران رسانه های ملی و غیرملی با غرور تمام اعلام کرد : به کوری چشم تمامی منتقدین دولت اعم از داخلی و خارجی و علی الخصوص شیطان بزرگ، تمامی خانواده های زلزله زده شهرستان بم و حومه تا پایان سال ۱۴۱۸ صاحب خانه خواهند شد!

میرزا ممدلی خان روند بهره برداری از پروژه های عمرانی این شهرستان را بسیار مثبت ارزیابی کرد. ایشان همچنین از افتتاح بیمارستان پانزده تخت خوابی این شهر در ده سال آینده خبر داد.

بعد از اعلام این خبر بسیار مهم، چند نفر از حاضرین از فرط خوشحالی، مختصر سکته ای کرده و راهی بیمارستان شدند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 22:43  توسط مهندس اشتباهی  | 

سفر استانی هیئت دولت به استان خراسان جنوب شرقی !

*   به گزارش خبرنگار ما از استان تازه تاسیس خراسان جنوب شرقی که دوازدهمین زیر مجموعه از استان خراسان اصلی است، طی یازده هزار و هفتصد و چهل و چهارمین سفر استانی هیئت دولت به این استان تازه تاسیس، پروفسور مسعود احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب کشور ( نوه ی مرحوم محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق و مردمی ) که در انتخابات این دوره ریاست جمهوری با اکثریت ۱۰ درصدی آرا به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد، اعلام کرد طرح سهمیه بندی اکسیژن فقط و فقط در راستای رفاه حال عموم مردم بی بضاعت اجرا میشود و هیچ سودی برای دولت ندارد!

لازم به توضیح است این طرح بعد از سهمیه بندی بنزین، گازوئیل، آب، تلفن، برق، شکلات، تیله و جغجغه که با اقبال عموم مردم مواجه شد (!) انجام خواهد رسید.

       ================) نظر یادتون نره! (================

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 4:32  توسط مهندس اشتباهی  | 

مصاحبه با مهندس اشتباهی

سلام به همه بچه های انجمنی و غیر انجمنی!

آقایون ، خانوما....!

من و مهندس اشتباهی اینقده معروف شدیم که نگو !

آوازه طنزنویسی ما به قله قاف هم رسیده.

تازه با من مصاحبه هم کردن! دلتون بسوزه.

اگه خواستید مصاحبه این جانب رو بخونید بر روی عکس زیر کلیک بنمایید.

 واحد طنز وبلاگنویسان ایران 

 در ضمن بقیه مصاحبه ها را هم میتوانید در این آدرس یک گفتگوی دوستانه ببینید

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 15:1  توسط مهندس اشتباهی  | 

طرح مبارزه با اراذل و اوباش و ......

اینجا ایران است سال ۱۴۱۵ هجری شمسی!

در راستای طرح مبارزه با بی حجابی و کم حجابی و بدحجابی جناب سرباز امیر غضنفر الدوله شاهدوست رئیس پلیس + ۱۰ *۲ -۲۰ در حالتی که موجی از خوشحالی را به همراه داشت اعلام کرد :

 در راستای طرح مبارزه با الفاظ رکیک و همچین تکه پرانی جوانان خیابانی  و همچنین طرح غنی سازی اوقات فراغت مردم کوچه و بازار و نیز طرح مبارزه با خرید کالاهای خارجی و در حمایت از تولیدکننگان داخلی و محکوم نمودن کشورهای استعمارگر بیگانه و همچنین طرح جمع آوری پول خرد در دست مردم و چندین و چند طرح ملی و استانی از این پس به جای شعر :    

      شیش سیخ جیگر     سیخی شیش هزار  

از شهر زیر استفاده نمایید:

شیش نخ سیگار ساخت داخل       نخی هزار و صد تومان ِ کامل !

گفتنی است طرحهای مذکور در راستای موفقیت طرح مبارزه با اراذل و اوباش که در سال ۱۳۸۵ انجام شد به وقوع پیوست.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 16:51  توسط مهندس اشتباهی  | 

مناظره

اولی : کامپیوتر بلدی؟

دومی : آره ، تا حدی

سومی : روشنش کن.

چهارمی : نه دیگه تا این حد!

پنجمی : همسرم درست 26 روز بعد از ازدواج فوت کرد!

ششمی : خب، خدارو شُــکر. زیاد زجر نکشید!

هفتمی : داداش سیگار کشیدن جلوی پمپ بنزین ممنوعه

هشتمی : برو بابا ! من جلوی بابام هم سیگار میکشم ( هه هه هه هه ! )

نهمی : بالای درخت چیکار میکنی؟

دهمی : دارم گردو میخورم.

یازدهمی : احمق! این که درخت چناره!

دوازدهمی : احمق خودتی، توی جیبم گردو دارم!

سیزدهمی : از چه رنگی خوشت میاد؟

چهاردهمی : کم رنگ !

پانزدهمی : کجا میری؟

شانزدهمی : نمیرم؛ دارم برمیگردم!

هفدهمی : به نظرت کسی به این حرفهایی که زدی، خندید؟

هجدهمی : انشالله !

نوزدهمی : …،؛.،:ــ:.ـ؛…:;.

بیستمی : .:..:.:" .،؛,ٌ.: "::

توضیح : 19 و 20 برای عزیزان نابینا نوشته شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 0:14  توسط مهندس اشتباهی  | 

اندر احوالات من و مهندس اشتباهی و ایرانیزه شدن تیلویزیون ... !

رویداد اول :

- خلیج فارس مال کدوم کشوره؟

- خب معلومه دیگه خنگه! ماله ایرانه !

اگر فکر میکنید دو جمله بالا متعلق به گفتگوی دو شاگرد درس جغرافیا بوده، سخت در اشتباهید!

این دیالوگ وطن پرستانه مربوط به دو شخصیت کارتونی یکی از صدها انیمیشن هالیوودی هست که دوبله شده و برای بچه ها پخش میشه!

رویداد دوم :

باز هم یک انیمیشن خارجی و باز هم یک جمله کاملا ایرانی که معلوم نیست چی جوری و از کجا توی دوبله اومده!

ز نیرو بود مرد را راستی   ز سستی کژی آید و کاستی

رویداد سوم :

تیلویزیون خودمون زیرنویس کرد که فیلم جاسوس بازی رو میخواد بزاره، بنده حقیر هم که قبلا زبان اصلی این فیلم مشهور رو مشاهده کرده بودم قصد کردم تا فیلم رو ببینم و هنر سانسورچی های صدا و سیما رو احسنتم بگم.

سانسورچی هایی که قبلا فیلمهایی مثل آقا و خانم اسمیت، سرقت در ۶۰ ثانیه، اوشین، پزشک دهکده و یانگوم رو هم مورد لطف قرار داده بودند. حتی در این امر آنقدر پیش رفتند که شایع شده که تلویزیون چین هم که فیلم اوشین رو ساخته بود، اوشین نسخه ایران رو خرید و توی کشورش با داستان جدیدی که ایرانی ها برایش ساختند دوبله و پخش کرد!

خب وقت مقرر شده رسید، بعد از کلی مایع ظرفشویی و پفک و آدامس و جقجقه که به خورد ما دادند، بالاخره فیلم شروع شد، اون هم با هنرمندی مجید صالحی !

نتیجه گیری:

قرض توهین به فیلم ایرانی نیست، ولی فکر کردم اگه استفاده از اسم فیلمهای خارجی رایج بشه داستان این فیلمهای ایرانی که با اسم خارجکی پخش میشه چی میتونه باشه؟

۱- ارباب حلقه ها : پسری که به خواستگاری دختری رفته و از او بعله رو هم گرفته و نامزد کردن و از این حرفها ، حلقه ازدواجشو گم میکنه و پسر مورد نظر که داماد سر خونه تشریف داشته تا اطلاع ثانوی از رجوع به خانه مادرزن و پدرزن دستۀ گلش محروم میشه. پسربیچاره به اتفاق جمیع دوستان دنبال حلقه میگردن و اونو پیدا میکنن. پسره به زندگیش به عنوان شریف داماد سرخونه ادامه میده.

بازیگران :  آقای داماد سرخونه ( رضا شفیعی جم )

۲- آقا و خانوم اسمیت : زن و شوهری شریف که با هم باغ وحش رفته بودند بعد از مراجعت به منزل با هم دعواشون میشه ( استغفرالله). البته بعد از کلی دعوا و پا در میونی اهل محل به خوبی و خوشی کارشون ختم به خیر میشه.

بازیگران :  آقای اسمیت ( مهران مدیری )  ؛  خانم اسمیت ( فرقی نداره ولی ترجیحا باید دماغش عمل شده باشه)

۳- سرقت در 60 ثانیه : گروهی حرفه ای به سرقت رفتند. در حال فرار ماشینشون بنزین تموم میکنه و از قضا کارت سوختشون هم تموم شده. خب معلومه دیگه، ماموران وظیفه شناس نیروی انتظامی میگیرنشون.

 بازیگران :  مامور وظیفه شناس ( فرهاد اصلانی )

۴- بالستیک : اوضاع خیلی ناجوره، مردی که دیگر دست از خلاف کردن برداشته پسرش دزدیده شده. اما او ساکت نمی نشیند و به تنهایی همه گروگان گیرها رو میکشه!

بازیگران :  مرد همه فن حریف ( جمشید هاشم پور )

۵- اسپایدر من : کارمند بدبختی که بعد از هزار التماس از آبدارچی گرفته تا رئیس پنج شنبه رو مرخصی میگیره تا 2 روز استراحت کنه، توسط همسر ستمگرش به تمیز کردن خانه گمارده میشود. حین تمیز کردن خانه عنکبوتی سمی او را نیش میزند و او میمیرد. فیلم هم با گریه های خانوم ستمگر تمام میشود!

بازیگران :  کارمند بدبخت ( سیامک انصاری )  ؛  خانوم ستمگر ( شقایق دهقان )

۶- پارک ژوراسیک : فیلمی کاملا رومانتیک! دو عاشق دلسوخته بعد از سالها همدیگر را در یکی از پارکهای تهران به نام ژوراسیک ملاقات میکنند و با هم ایضا ازدواج هم میکنند.

بازیگران :  فرد معلوم الحال مذکر ( خسرو شکیبایی )  ؛  فرد معلوم الحال مونث ( هدیه تهرانی )

۷- تایتانیک : مسافرکشی بینوا پیکانی دارد، مدل 48، گوجه ای رنگ و تایتانیک نام!

مرد بینوا که ایضا سهمیۀ بنزین اش همچون همه مردم جامعه فعلی رو به اتمام است، بشکه ای پیدا میکند  ۲۰  لیتری و پر از بنزین، اما در حرکتی جوانمردانه به صاحبش برمیگرداند.

بازیگران : مسافرکش بینوا ( چون هیچ کس به جز مرحوم فردین نمیتونه این نقش رو بازی کنه، فیلمنامۀ معلوم الحال به خیل فیلمنامه های مفقودالحال می پیونده ) 

 


Dance Images # 209691                            Dance Images # 209691                           Dance Images # 209691    

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 18:20  توسط مهندس اشتباهی  | 

فرهنگستان علوم و فنون مهندس اشتباهی

در راستای حرکت انقلابی فرهنگستان علوم جهت تعیین کلمـــۀ پارسی « پیامک » به جای واژۀ نامأنوس و بیگانه sms، به پیشنهاد شخص مهندس اشتباهی زین پس واژه های بیگانۀ زیر از دایره لغات فرهنگ شیرین و خربزه ای پارسی حذف میگردند.

 

تلویزیون : جعبه جادویی       مانیتور : جعبه خیلی جادویی تر     کیس : جعبه جادویی تر کننده

 

لپ تاپ : رایانۀ تو کیف جاشو    هارد : دفترچۀ یادداشتِ رایانه       کولر : دمت گرم عجب بادیه!

 

مایکروفر : غذا ساز ۳سوت - مامان قرن بیست و یکمی      سامسونت : محکم بگیر ، ندزدنش

 

مینی بوس : خودروی عمومی بدبخت ها                    اتوبوس :  خودروی عمومی بدبخت ترها

 

تاکسی : خودروی عمومی جیب خالی کن               موتورسیکلت : خوروی سه نفرۀ لایی کش

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 12:18  توسط مهندس اشتباهی  | 

اندر احوالات جام ملتها و اشکالات پیشامده

هر چی گفتم ما از همه بهتریم، ما اول میشیم، جام مال ماست هر چی خواستیم خودمونو گول بزنیم که ایران قویترینه نشد که نشد که نشد که نشد که نشد که ...

داشتم همین جوری فکر میکردم که یه دفعه یاد استاد مسلم علم روز فوتبال کارشناس بی بدیل مستطیل سبز و ... « مهندس اشتباهی » خودمون افتادم!

تلفن رو دستم گرفتم؛ شماره رو که گرفتم تلفن رو جلو و جلوتر، نزدیک گوشم اوردم. میگفت: بوق ... بوق ... بوق ...

ای بابا این مهندس هم که همیشه اشغاله...

خب بی خیالش شدم . اصلا درباره فوتبال حرف نمیزنم !!!!!

 

خواستیم چند سوال اساسی از ایشون بپرسیم باشد که جوابی بدهند درخور شأن .... اما مثل اینکه قسمت نیست.

۱) حذف ایران تقصیر کی بود؟ لطفا علت خود را نیز بیان کنید.

الف -  مهندس اشتباهی _ چون موبایلش اشغاله.

ب   -  مسعود حامدی نژاد _ چون معاون ورزشی ایشان آقای تقی آبادی فردی کارآمد هستند.

پ   -  آقای تقی آبادی _ چون رئیس فدراسیون شوتبال کاملا مشخصه.

ت   -  حمید طالب نژاد _ چون نتوانست پنالتی ها رو مهار کنه!

ث   -  اسماعیل صادقی _ چون یکی از بهترین بازیکنان لیگ ایران بودند.

ج    -  مهدی عقیلی زاد _  به دلیلی مشابه گزینه قبل

چ    -  ایوانکو برانکوویچ _ چون سرمربی قبلی تیم ایران بودند.

ح    -  جمال چراغپور _ کمبود مربی در راس تیم ملی

خ   -  تیمهای هانوفر، بایرن مونیخ، هامبورگ، بولتون، اوساسونا و لیوورنو  _  چون بازیکنانی با ملیت ایرانی دارند.

د    -  اکبر قلعه زاده _ به دلایل امنیتی و دستهای پشت پرده ، کل یوم هیچ حرفی نباید زد.

ذ    -  دروازه بان تیم کره غربی _ چون نگذاشت پنالتی های ما گل شود.

ر    -  رسانه ملی _ چون بیش از حد کمک کردند.

ز    -  مردم _ چون زیاد حمایت کردند.

ژ    -  همه موارد _ !!!

 

۲)  نبی خطیب زاده در بازی ایران و کره جنوبی در چه نقشی ظاهر شدند؟

الف -  پلنگ صورتی

ب   -  هویج فرنگی

پ   -  ماست و خیار

ت   -  دقیقا نقشی رو ایفا کردند که آقای قلی عمو در بازی ایران و مکزیک بر عهده داشتند.

 

۳)  حسین دریاباریان به چه علتی به تیم ملی دعوت شد و دروازه بان فیکس شد؟

الف -  درخشش تابناک در لیـــگ گذشته

ب   -  درخشش استثنائـی در لیـگ گذشته

پ   -  درخشش فوق العـاده در لیــگ گذشته

ت   -  درخشش متحـیـر کننده در لیـــگ گذشته

 

۴) چرا حمید طالب نژاد دروازه بان فیکس تیم ایران در جام ملتها نبود؟

الف -  چون بهترین دروازه بان لیگ بود.

ب   -  چون بیشتر از همه دروازه بانهای دعوت شده تو لیگ بازی کرده بود، دیگه بسش بود ، اصلا زیادیش می شد اگه فیکس تیم ملی هم میشد.

پ   -  به تو چه!

ت   -  همه موارد

۵) امیر حسن صادقیانی بهترین مدافع چپ ایران چند دقیقه در زمین حاضر بود؟

الف -  نمی شناسمش!

ب   -  جمعا صفر ثانیه

پ   -  به دلیل کمبود امکانات و نبود زمان سنج استاندارد از هر گونه اظهار نظر خودداری خواهیم کرد.

ت   -  گزینه دوم

۶) دلایل قهرمانی تیم عراق در جام چچهاردهم را ذکر نمائید.

الف -  محل تمرین این تیم که در ندیکی بغداد قرار داره مکان بسیار آرامی ست.

ب   -  امکانات رفاهی و اردویی این تیم خیره کننده بود.

پ   -  بازیکن در لیگهای اروپایی نداشتند.

ت   -  مگه ایران قهرمان نشد ؟؟؟!!!

 

!توجه ==> لطفا گزینه های صحیح را از طریق sms ( ببخشید پیامک! ) برای ما ارسال کنید. به برندگان مسابقه جوایزه به رسم قرعه از طرف « شرکت فوتبال دیگه کیلو چنده » داده خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 14:19  توسط مهندس اشتباهی  | 

چگونه بايد يك خبر ناگوار را اطلاع داد --- آرت بو خوالد طنز نويس آمريكايي

آرت بوخوالد

 مرد ثروتمندي مباشر خود را براي سركشي اوضاع فرستاده بود. پس از مراجعه پرسيد :
- جرج از خانه چه خبر؟
- خبر خوشي ندارم قربان سگ شما مرد.
- سگ بيچاره پس او مرد. چه چيز باعث مرگ او شد؟
- پرخوري قربان!
- پرخوري؟مگه چه غذايي به او داديد كه تا اين اندازه دوست داشت؟
- گوشت اسب قربان و همين باعث مرگش شد.
- اين همه گوشت اسب از كجا آورديد؟
- همه اسب هاي پدرتان مردند قربان!

- چه گفتي؟همه آنها مردند؟                                 
- بله قربان . همه آنها از كار زيادي  مردند.
براي چه اين قدر كار كردند؟
- براي اينكه آب بياورند قربان!
- گفتي آب  آب براي چه؟
- براي اينكه آتش را خاموش كنند قربان!
- كدام آتش را؟
- آه قربان! خانه پدر شما سوخت و خاكستر شد.
- پس خانه پدرم سوخت ! علت آتش سوزي چه بود؟
- فكر مي كنم كه شعله شمع باعث اين كار شد. قربان!
- گفتي شمع؟ كدام شمع؟
- شمع هايي كه براي تشيع جنازه مادرتان استفاده شد قربان!
- مادرم هم مرد؟
- بله قربان .زن بيچاره پس از وقوع آن حادثه سزش را زمين گذاشت و ديگر بلند نشد قربان .!
- كدام حادثه؟
- حادثه مرگ پدرتان قربان!
- پدرم هم مرد؟
- بله قربان. مرد بيچاره همين كه آن خبر را شنيد زندگي را بدرود گفت.
- كدام خبر را؟
- خبر هاي بدي قربان. بانك شما ورشكست شد. اعتبار شما از بين رفت و حالا بيش از يك سنت تو اين دنيا ارزش نداريد .من جسارت كردم قربان خواستم خبر ها را هر چه زودتر به شما اطلاع بدهم قربان !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 11:28  توسط مهندس اشتباهی  | 

شوخی با کتابهای درسی!

گاو ما ما مي كرد. گوسفند بع بع مي كرد. سگ واق واق مي كرد.و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي!
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد. پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود . ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد . ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد . كبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستانهاي قشنگ وجود ندارد.
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 17:49  توسط مهندس اشتباهی  | 

خنده تلخ!

داشتم فکر میکردم اگه انسان ها بتونن روی یه کره دیگه زندگی کنن اولین کاری که انجام میدن چیه؟

خیلی فکر کردم به نتیجه رسیدم که اولین کار احتمالا قتل برادر به دست برادر خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 19:44  توسط مهندس اشتباهی  | 

کامیون تریلی خاور !

مجموعه نوشته هاي پشت تريلي ها!

۱-از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسکاري)

۲ -داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري

۳ -بوق نزن شاگردم خوابه

۴ -بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا

۵ -به حرمت اشک مادر توبه کردم

۶-اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن

۷-دنبالم نيا اسيرم مي شي-

۸ -گشتم نبود ............نگرد نيست-

۹ -سر پاييني برنده    سر بالايي شرمنده

۱۰- هر چی با من بودی خودتی

۱۱- مرد تنهای شب

۱۲- قصه من و جاده

۱۳- برو به امان خدا

۱۴- عشق من .... ( اسم مورد نظر رو به جای خط چین بزارید!)

نوشته های روی باک:

۱- بخور به حساب من

۲- شکمو

۳- همیشه تشنه!

۴- نیگاش نکن   مال منه!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 17:58  توسط مهندس اشتباهی  | 

تغییر شخصیت

دوتا عکس گذاشتم توی ادامه مطلب از تغییر شخصیت آدما!  

 ببینید و بخندید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 10:5  توسط مهندس اشتباهی  | 

سرکار خانم الهام

با خبر شدیم که همکار گرامیمان  سرکار خانم الهام   در سفر معنوی مکه به سر می برند.

بدین وسیله برای ایشان آرزوی سلامتی از درگاه خداوند منان طلب میکنیم. 

 مهندس اشتباهی

پیشاپیش زیارتتون قبول.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 18:39  توسط مهندس اشتباهی  | 

اندر احوالات من و مهندس و اینترنت

یاد دارم که در این عهد ، به مجلسی ، در حلقه یاران به صفا و عشق و حال متصل بودیم که گویی ما را هیچ غم در عالم نیوفتاده!
در میان ، همچنان که چشم میچرخاندم ، چشمم بر شیخ اوفتاد؛ آن یکه سوار امواج دریای تحقیق و آن شجاعمرد بی درد صدیق ؛ آن مرد بی همتا در طنز اجتماعی ، شیخنالاستاد مهندس اشتباهی!
دیدم که سر در گریبان کشیده و خنده جمع را هیچ وزن ننهاده ، دل غمین به گوشه ای زانوی غم را تنگ در آغوش کشیده.
او را با اشارت فراوان به کنجی کشانیده و نیت پلید خود را بر او اجرا کرده! او را گفتم : یا شیخ؛ تو را چه پیشامد کرده که این چنین به گوشه ای پناهنده شده ای؟ یا شیخ؛  تو که عقاب تیزپر دشتهای استغنا بودی ، چه بر تو گذشت که همچون کفتری چاهی که در بند کفتربازان است جلب شده ای؟!
مرا پند ده تا از عاقبت امر تو خبردار شوم تا به سرانجام کار تو دچار نشوم.
شیخ ما آهی از حجم نامتقارن سینه اش برکشید و بعد از لحظاتی با صدایی که گویی از ته چاه جهنم بر میامد مرا خواند: ای انسان تو را پندی دهم تا بر گوش گیری باشد که از رستگاران باشی.
لبخندی ملیحانه بر لبان من نشست و فریادی از اعماق وجود برآوردم که یا شیخ! برگو که منتظرم.
شیخ ما گفت: مرا مشکلی پیشامد کرده که به ۱۰ مرد جنگی نیازمندم. گفتم : یا شیخ مشکل آن چنان که مرا گفتی حاد نیست؛ که با یک دانه آگهی در جریده های عمومی به امثال « همشهری » و « جام جم » ۱۰ مرد که سهل است صدها مرد را میتونی به استخدام در آوری.
شیخ گفت مشکل این نیست که این اصلا مشکی نیست جز پول!
به رسم تعارف گفتم : یاشیخ بر روی من حساب کن که همین دیروز حقوق خود را گرفته ام.
بی درنگ شیخ عریضه ای را از جیب مبارک بیرون کشید و به دست من داد .مرا گفت که ای مرید ما بر ما ثابت کن که از مریدان ما هستی و به آن چه در این عریضه نوشته عمل کن .
نامه را بوسه ای زدم ، بر چشم نهادم. تا به خود آمدم دیدم شیخ ما دیگر در برابر من نیست ، گویی ما را پیچانیده.
عریضه را گشودم. دیدم العیاذبالله! عریضه چیزی نیست جز قبض تلفن بیت شیخ ؛ به نرخ تصاعدی ، از بس که در فلان سایت و بهمان وبلاگ پرسه زده بود.
من ماندم و مرامی که کاش نداشتم و جیبی شپش زده !
تمت!

نتیجه اخلاقی: آدم هر نامه ای رو که نباید باز کنه ، علی الخصوص ایمیل های ناشناخته ای که ممکنه ویروس داشته باشه.

نتیجه تاریخی: اینترنت قدمتی دارد به مثابه تاریخ گهربار چتربازی 

نتیجه علمی: خیلی کار بدیه.

نتیجه آخر از خود مهندس اشتباهی:

 چه خوش گفت آن فرخ پاکــــزاد    بیا انجمن تا که باشی تو شاد

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 18:3  توسط مهندس اشتباهی  | 

اساسنامه وبلاگ طنز

اساسنامه وبلاگ طنز انجمن :

واحد طنز انجمن وبلاگنویسان ایران زیر مجموعه ای از واحد هنری انجمن وبلاگنویسان ایران می باشد.

این وبلاگ در راستای مبارزه با توهین به ملیتها و قومیت ها و همچنین شناسایی ادبیات غنی طنز ایرانی به تمام ایرانیان شکل گرفته و تلاش می کند تا علاوه بر ساماندهی حرکتی گروهی برای دستیابی به این اهداف، زمینه ساز  تبادل نظرات بین طنزنویسان ایرانی و همچنین تشکیل فعالیتهای گروهی جهت عرضه آثار هنری طنزنویسان گمنام و هم یاری بیشتر طنزنویسان ایرانی باشد.  

مرامنامه وب نوشت گروهی طنز انجمن :

ما نویسندگان وبلاگ طنز انجمن وبلاگنویسان ایران  متعهد می شویم که موارد زیر را مراعات نماییم :

    • عدم توهین به اقوام و ملیتهای مناطق مختلف ایران زمین
    • عدم توهین به مقدسات، ادیان و مذاهب الهی و غیرالهی
    • عدم توهین به اشخاص و افراد
    • عدم درج مطالب خلاف منافی عفت
    • وارد نشدن به مسائل حاد سیاسی

آئين نامه ی انتشار مطلب در وبلاگ طنز انجمن :

نویسندگان وبلاگ طنز می توانند در هر یک از زمینه های زیر به انتشار مطالب در وبلاگ بپردازند :

    • مطالب طنز ( لطیفه، طنزهای ادبی و کاریکلماتور)
    • نوشته های مرتبط با مباحث نظری حیطه طنز
    • ارائه پیشنهادات و نظرها در باب پالایش ادبیات ایرانی از لطیفه های توهین آمیز
    • معرفی طنزنویسان بزرگ تارخ ایران و جهان
    • معرفی نوشته های طنز  منتشر شده در وبلاگ یا وب سایت شخصی خود

در صورت قبول شرایط بالا ، شما هم میتوانید بعد از ثبت نام در تالار گفتگوی انجمن (http://ooma.parsbb.com )  و دادن درخواست خود در (اینجا) به عنوان یکی از نویسندگان این وبلاگ شروع به کار کنید.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 18:12  توسط مهندس اشتباهی  | 

علی دایی

آقا بالاخره شهریار فوتبال( گوش شیطون کر) عشقش کشید و فوتبال رو بالاخره ترک کرد.{توضیح: کلمه «ترک» را با فتحه بخوانید تا به هموطنانمان توهین نشود}

مهندس اشتباهی

البته در راستای این موضوع که روزنامه ها دیگری فردی را برای گیر دادن ندارند که از فوتبال خداحافظی کند مهندس اشتباهی آقای روماریو را برای گیر دادن به همه دوستان روزنامه نگار معرفی مینمایند.  ایشان روی علی دایی و مالدینی و کاستا کورتا و کافو سرجمع پیرمردهای میلان رو کم کرده! بابا ۴۱ سالته! باید بری توبه کنی ! رکورد میزنی؟ حالتو میگیریم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 21:31  توسط مهندس اشتباهی  | 

بیانیه شماره یک مهندس اشتباهی

 

بیانیه مهندس اشتباهی به مناسبت دوم خرداد وسوم خرداد دو حماسه از اصلاح طلبان و اصولگرایان:

آقا جون مادرتون ما رو وارد این بحث ها نکنید. ما رو کاری به سیاسی بازی و این جور چیزها نیست ولی در کل باید به عرض تمامی مشتاقان سخنان حقیر برسانم که با توجه به ادراک بالای حقیر از اوضاع حال و حاضر صحنه سیاست جهان و جنایت های آمریکای پلید و در راستای سیاست تساهل و تسامح که همیشه رمز موفقیت افرادی مثل رئیس فعلیه بلدیه طهرون و هم چنین این جانب بوده؛ آقا ما نه دوم خردادی هستیم و نه سوم خردادی.

ای بابا چه زود جدی میگیرید! اشتباه نکنید منظورم این بود که اینجانب هم اصلاح طلبم و هم اصولگرا. یعنی اصولگرای اصلاح طلب یا به قول خودمون اصلاح طلب اصولگرا.

آقا ما اصلا ۵/۲ خردادی هستیم .

تمت 

     الحقیر مهندس اشتباهی

روز دوم و نیم خرداد سال ۱۳۸۶

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 0:20  توسط مهندس اشتباهی  | 

تست کنکور

با توجه به نزدیکی به ایام غولکشی و شاخ و شونه کشونی واسه آقای کنکور برآن شدیم تا درباره تستهای احتمالی کنکور 86 از مهندس اشتباهی سوالاتی بکنیم.( آخه ایشون کنکور رو زده زمین)

شخص محترم آقای مهندس هم ما رو مورد لطف قرار دادن و چند تا از تستهای احتمالی کنکور (البته به شرط برملا نشدن در اذهان عمومی) برای جنابان عالی که شما باشید مطرح کردند:

لازم به ذکر است که جون مادرتون سازمان سنجش نفهمه که دیگه هوز نیومده باید جول و پلاسمون جمع کنیم بریم!

 تست:

1-    نام منطقه ای سردسیر در منطقه سیبری؟

الف: آلاسکا

ب  : بستنی

پ  : یخمک

ت  : یخ در بهشت

2- نام شرکت اتومبیل سازی حاضر در مسابقات فرمول1  ؟

الف: فراری

ب  : زندانی

پ  : اراذل و اوباش

ت  : تحت پیگرد

 

برای اینکه یهو لو نریم و کار به شکایت و این جور چیزها نیوفته بقیه تستها رو قایم کردم. ( به کسی نگیدا... ادمه مطلبو کلیک کنید تا بقیه تستها رو ببینید!)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 22:12  توسط مهندس اشتباهی  | 

من اومدم...

سلام

به همین راحتی حرفمو شروع میکنم.

از پشت همین کامپیوتر (ببخشید رایانه) موجودیت مهندس اشتباهی رو اعلام میکنم!

یه کمی از مهندس اشتباهی براتون بگم:

از وقتی به دنیا اومد اون قدر سختی دید که فهمید فقط باید بخنده! و خب... کارشو شروع کرد.

الکی الکی درس خوند و مسخره بازی دراورد. تا یه دفعه دید کنکور هم قبول شده!

همین طور که داشت میخندید یه دفعه دید شده دانشجو!

حالا هم اون قد بیکاره که روزی ۳-۴ ساعت تو اینترنت این ور اون ور میره البته در حال خنده.

یه دفعه تو وبلاگش دعوت به عضویت توی انجمن وبلاگنویسان مستقل ایران رو دید .

خب اونم پذیرفت!

حالا هم در خدمت شماست. البته با طنز من در اُوردیش...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 20:26  توسط مهندس اشتباهی  |